لغت نامه دهخدا
هم سن. [ هََ س ِن ن / س ِ ] ( ص مرکب ) هم سال و هم عمر. ( آنندراج ). رجوع به همسال شود.
هم سن. [ هََ س ِن ن / س ِ ] ( ص مرکب ) هم سال و هم عمر. ( آنندراج ). رجوع به همسال شود.
دو تن که به یک اندازه عمر کرده باشند، همسال.
coetaneo
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنوز هم سنگهای مشابهی در هندوستان و پاکستان و آسام به عنوان پناهگاه ارواح مردگان یا بنای یادبود آنان ساخته میشود.
💡 هر کس که چو گل در این چمن یکرنگ است با خار به پیش باغبان هم سنگ است
💡 ز آهم سنگ را دل آب گردید و تو سنگین دل نکردی رحم بر جان فگارم، این چنین باشد!
💡 وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (۸) و هر که هم سنگ مور خرد بدی کند، بیند آن.
💡 زیر فرمان تو بادا هم بلاد و هم دیار زیر پیمان تو بادا هم شهور و هم سنین
💡 برخی از علمای مهم سنی در زمان خودش با نظرات او مخالف بودند که از جمله آنان پدر و برادر خودش بودند