لغت نامه دهخدا
هم جوار. [ هََ ج ِ / ج َ ] ( ص مرکب ) همسایه و هموطن. ( آنندراج ). مجاور: ممالک هم جوار؛ کشورهای همسایه. ( یادداشت مؤلف ).
هم جوار. [ هََ ج ِ / ج َ ] ( ص مرکب ) همسایه و هموطن. ( آنندراج ). مجاور: ممالک هم جوار؛ کشورهای همسایه. ( یادداشت مؤلف ).
( ~. جَ ) [ فا - ع. ] (ص. ) همسایه.
همسایه.
همسایه
همسایه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم جوار تو بود اکبر گلگون بدنت هست لیلای جگر خون، ز تو مهجور چرا؟
💡 روستاهای وله در شمال، امام چشمه (شاهپل) در شرق، کهنه ده و آزادبر در غرب و روستای کوشکک در جنوب با آسیابدرگاه هم جوار می باشند.