لغت نامه دهخدا
هشتی. [ هََ ] ( اِ ) قسمتی از خانه که پشت دروازه واقع و غالباً هشت گوش است. ( یادداشت به خط مؤلف ).
هشتی. [ هََ ] ( اِ ) قسمتی از خانه که پشت دروازه واقع و غالباً هشت گوش است. ( یادداشت به خط مؤلف ).
(هَ ) (اِ. ) راهرو سقف دار هشت ضلعی یا گِرد در قسمت ورودی جلوی ساختمان.
راهرو سقف دار هشت ضلعی که در جلو در ورودی خانه ساخته می شد.
هشت ضلعی، راهروسقف دارهشت ضلعی یامدورجلوخانه
۱-(صفت ) منسوب به هشت ۲ - (اسم ) محوطهای بشکل کثیرالاضلاع (دراصل هشت ضلعی ) یامدورکه بین کوچهوخیابان ودرورودی بحیاط میساختند ودردوسوی آن سکوها ونیمکتها برای نشستن افراد میگذاشتند.
[حمل ونقل هوایی] ← زاویۀ هشتی
راهرو سقف دار هشت ضلعی یا گِرد در قسمت ورودی جلوی ساختمان.
💡 فرودگاه بینالمللی اصفهان که «شهید بهشتی» نام دارد در شمال شرقی شهر و در ۱۸ کیلومتری شهر واقع شده است.
💡 دیری نه، بهشتی، ز می و مغبچه در وی از کوثر و از جام فراغت دل و جان را
💡 بهشتی شد دگر عالم چو روی حور عین خرم شده ست از باد عیسی دم چمن زائیده چون مریم
💡 در گلشن دل آب و هوایی است بهشتی گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن
💡 باغها بینی سپهری گشته پر اجرام نور دشت ها بینی بهشتی گشته بی دیوار و در