هزیمه
فرهنگ معین
(هَ زِ مَ ) [ ع. هزیمة ] (اِ. ) چاه، چاه پُر آب.
ویکی واژه
هزیمة
چاه، چاه پُر آب.
جمله سازی با هزیمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اندر هزیمه طبل بشارت همی زنم در کاسدی رواجی بازار می کنم
💡 رای تاریک تو چه رای زند؟ مگر اندر هزیمه نای زند
💡 شکست سنگین آن تیم در بازی فینال، برای هوادارانشان یک هزیمه تلخ بود که تا مدتها بر ذهن و روحیه آنها سایه میانداخت.
💡 سیاستهای اقتصادی نادرست و مدیریت ضعیف منابع، در نهایت منجر به یک هزیمه بزرگ در رقابتهای بازار آزاد و کاهش قدرت خرید مردم شد.
💡 آن فرمانده جنگجو هرگز اجازه نداد که سربازانش در برابر دشمن دچار هزیمه شوند و با تمام توان برای حفظ موقعیت خود جنگیدند.