هرروزه
مترادفها
هر روز، روزانه
لغت نامه دهخدا
هرروزه. [ هََ زَ / زِ ] ( ص نسبی ) مرکب از «هر» + «روز» + «ها»که پساوند نسبت است. ( حاشیه برهان چ معین ). پیوسته. ( برهان ). || ( اِ مرکب ) ورد و اوراد و آن دعایی یا اسمی باشد که همه روز بخوانند. ( برهان ).
فرهنگ معین
(هَ زِ ) ۱ - (ق مر. ) پیوسته، دایماً. ۲ - (ص مر. ) آن چه که در هر روز یک بار انجام پذیرد. ۳ - (اِمر. ) سوره ای یا دعایی یا اسمی که هر روز آن را باید بخوانند، ورد.
فرهنگ عمید
۱. ویژگی کاری که هرروز انجام بدهند.
۲. (قید ) همیشه، دائم.
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱- آنچه که درهرروز یک بار انجام پذیرد. ۲- پیوسته دایما. ۳- (اسم ) سورهای یادعایی یااسمی که هرروز آنرابایدبخوانند
ویکی واژه
پیوسته، دایماً.
آن چه که در هر روز یک بار انجام پذیرد.
سورهای یا دعایی یا اسمی که هر روز آن را باید بخوانند، ورد.
جمله سازی با هرروزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جهان از دو محمد دین ایزد شد قوی کز وجود این دو اندر نعمت هرروزهایم
💡 ای که هرروزه حوالات تو در بانک خداست! به خدایی خداوند که چک میخواهی!
💡 مطالعه روزانه و مستمر کتابهای علمی، یکی از بهترین روشها برای افزایش سطح دانش و گسترش دیدگاههای فکری در میان دانشجویان است.
💡 انجام فعالیتهای ورزشی به صورت هرروزه، تأثیر بسیار زیادی در بهبود سلامت جسمانی و افزایش سطح انرژی روزانه افراد دارد.
💡 در زندگی مدرن امروزی، استفاده از ابزارهای دیجیتال به صورت هرروزه به بخشی جداییناپذیر از فعالیتهای کاری و شخصی تبدیل شده است.