هجائی
مترادفها
هجو، سرزنش
متضادها
ستایشی، مدحآمیز
لغت نامه دهخدا
هجائی. [ هَِ ئی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به هجاء ( هجا ). رجوع به این کلمه شود. ابجدی. الفبایی.
- حروف هجائی. رجوع به «حروف هجا» ذیل کلمه هِجا شود.
|| تعریض آمیز. هجوآمیز.
فرهنگ فارسی
(صفت ) منسوب به هجائ
ویکی واژه
simbolico
جمله سازی با هجائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جز این از وقارش نگویم که او را هجائی و ذمیست گردون وقاری
💡 وگرنه به جانت که گویم ورا هجائی که از فحش نتوان شنید
💡 شاعر بزرگ در این اثر جدید خود، با استفاده از سبک هجائی، به انتقاد از نابرابریهای اجتماعی و فساد موجود در ساختارهای قدرت پرداخته است.
💡 بسیاری از منتقدان ادبی معتقدند که این شعر با لحنی هجائی و تند، توانسته است واقعیتهای تلخ جامعه را به شکلی هوشمندانه و طنزآمیز به تصویر بکشد.
💡 او نوشتههای خود را با رویکردی هجائی پیش میبرد تا بتواند با استفاده از کنایه و تمسخر، ذهن مخاطبان را نسبت به مسائل مهم حساس کند.