لغت نامه دهخدا
هایل. [ ی ِ ] ( ع ص ) هائل. ترسناک. رجوع به هائل شود.
هایل. [ ی ِ ] ( ع ص ) هائل. ترسناک. رجوع به هائل شود.
(یِ ) [ ع. هائل ] (اِ فا. ) هولناک، ترساننده
ترساننده، ترس آور، هولناک.
توبه کننده، بحق بازگردنده
(اسم ) ترساننده. یا مرض هایل. مرض سخت موحش.
latitudeهایلlongitudeهایلcouncil. net/]
}} هایل ( به انگلیسی: Hayle ) یک شهرک در بریتانیا است که در انگلستان واقع شده است.
هایل ۸٬۳۱۷ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ال-هایلاه یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان حضرموت واقع شدهاست.
💡 زان گفت و گوی بر دل و جانم مصیبتی ست هایل تر از مصیبت صد طلحه و زبیر
💡 ای حل شده از علم تو صد گونه مسائل وی به شده از دست تو صد علت هایل
💡 در طریق سیل هایل چیست دیواری گلین در گذار باد صرصر کیست مقداری هبا
💡 خاطر و قادو ذهنش نیک آسان کرده حل هرچه و هم و عقل آنرا صعب و هایل یافته
💡 هایل هیونی تیز دو، اندک خور بسیار رو از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن