لغت نامه دهخدا
نیم ته. [ ت َه ْ ] ( ص مرکب ) نصف بار. تقسیم شده به دو. ( ناظم الاطباء ). نیم تاه.نصف شده. تقسیم شده به دو بخش. ( فرهنگ فارسی معین ).
- نیم ته کردن؛ تقسیم کردن. به دو نصف کردن. ( ناظم الاطباء ).
- || از کمر گرفته انداختن. ( غیاث اللغات ). از کمر گرفته دوتاه کردن کسی را. ( آنندراج ):
یکی نیم ته کرده قصاب وار
بسی قوچ جنگی در آن کارزار.هاتفی ( از آنندراج ).