لغت نامه دهخدا
نیل فام. ( ص مرکب ) نیل رنگ. کبود. به رنگ نیل:
آمد هلال روزه و بنمود روی خویش
مانند نعل زرین از چرخ نیل فام.سوزنی.
نیل فام. ( ص مرکب ) نیل رنگ. کبود. به رنگ نیل:
آمد هلال روزه و بنمود روی خویش
مانند نعل زرین از چرخ نیل فام.سوزنی.
(ص مر. ) به رنگ نیل، لاجوردی.
کبودرنگ، به رنگ نیل، نیلگون.
( صفت ) برنگ نیل کبود نیلگون.
کبودرنگ، برنگ نیل، نیلگون
اسم: نیل فام (دختر) (فارسی، سانسکریت) (تلفظ: nilfām) (فارسی: نيلفام) (انگلیسی: nilfam)
معنی: نیل رنگ، به رنگ نیل، ( نیل، فام ( پسوند برای رنگ ) )، کبود
به رنگ نیل، لاجوردی.
💡 چو سر زد خور از پرده نیل فام برفتند پیش فرانک تمام
💡 هلال روزه میمون لقای فرخ فال نمود روی ز گردون نیل فام چو نال
💡 تیره روزش کرد، چرخ نیل فام تا شود روشن که شاگردیست خام
💡 از نوک کلک امر تو چون قطره ای فتاد بر صفحه وجود شد این چرخ نیل فام
💡 جام از سرشک دیده ی انگور در کفت وز گریه چشم حاسد تو نیل فام باد
💡 اینک شهنشهی که بشمشیر نیل فام از چتر نیلگون بگذارد لوای ملک