نیامد
متضادها
آمد
لغت نامه دهخدا
نیامد. [ ن َ م َ ] ( مص مرخم، اِمص ) ادبار. مقابل آمد به معنی اقبال. ( یادداشت مؤلف ): فلان کار آمد نیامد دارد. این علامت نیامد کار است. سرکه انداختن آمد نیامد دارد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
ادبار. مقابل آمد به معنی اقبال.
فرهنگستان زبان و ادب
{misrun} [مهندسی مواد و متالورژی] عیبی که می تواند شامل بسیاری از ریختگی های نامطلوبی شود که براثر قطع جریان مذاب ریخته شده در قالب به علت سرد شدن زودهنگام مذاب پدید می آید و سبب پرنشدگی قطعۀ ریختگی در سطوح فوقانی یا قسمت های دور از راهباره ها (ingate ) می شو...
ویکی واژه
عیبی که میتواند شامل بسیاری از ریختگیهای نامطلوبی شود که براثر قطع جریان مذاب ریختهشده در قالب بهعلت سرد شدن زودهنگام مذاب پدید میآید و سبب پرنشدگی قطعۀ ریختگی در سطوح فوقانی یا قسمتهای دور از راهبارهها (ingate) میشود.
جمله سازی با نیامد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این هر دو گرد بالش مشکین دیده را شبهاست تا بکار نیامد ز بهر خواب
💡 باد هوا زلطف تو در خاک ره فتاد بر خیره آتشش بر سر اندر نیامدست
💡 بسی عجب نبود گر قرار هست و شکیب که از دیار حبیبت نیامده است پیامی
💡 ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس را امتحان واجب نیامد سفتن الماس را
💡 بهم نیامدن چشم او بخواست چنین چو عین اسم عیانست بر اولوالابصار
💡 درچیده دامنست چو غنچه ز خلق از آنک بیرون ز غنچه چون گل صد پر نیامدست
💡 با وجود اینکه او وعده داده بود برای جلسه مهم امروز حتما در ساعت مشخص شده حضور پیدا کند، اما هرگز نیامد.
💡 انتظار میرفت که پس از سالها، نتایج مثبت حاصل از پروژههای تحقیقاتی برای جامعه به کار گرفته شود، اما آن روز نیامد.
💡 وقتی که همه منتظر رسیدن خبرهای خوش بودند، متاسفانه هیچ پیام یا تماسی از سوی شرکت مدیریتشده برای ما نیامد.