پوشان
مترادفها
پوشاننده
متضادها
برهنه، عریان، آشکار
فرهنگستان زبان و ادب
{dressing} [مهندسی مواد و متالورژی] محلول یا مایعی که بر روی قالب یا ماهیچه (core ) می مالند تا هم از آنها در برابر فلز مذاب محافظت کند و هم قطعۀ ریختگی با پوسته ای صاف و تمیز از کار بیرون آید
جمله سازی با پوشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گل کرشمه بخندد چو چشم بازکنی بهار عشوه بریزد چو رخ بپوشانی
💡 شب بپوشانم رویِ تو چو یک کدبانو صبح برچینم جایِ تو چو یک خدمتگر
💡 شاباش زهی نوری بر کوری هر کوری زان پس که بر آرد سر کور وی نپوشاند
💡 شبیخون دارا درآمد ز راه ز پولادپوشان زمین شد سیاه
💡 چند پوشاند ز گاه صبح تا هنگام شام خاک را خورشید صورت گشتن این رنگین ردا؟
💡 زاهد سالوس می پوشاند از خوبان نظر گر کسی را دیده باشد، کی کند کاری چنین