نگهدارنده

نگهدارنده

در زبان فارسی، صورتِ وصفیِ فعلِ نگه‌داشتن است و به معنای حافظ، پاسدار یا مستحفظ به‌کار می‌رود. این واژه، کسی یا چیزی را بیان می‌کند که وظیفهٔ حفظ، مراقبت یا نگهبانی از چیز یا امری را بر عهده دارد. در متون کهن فارسی، نگه‌دارنده غالباً به صورت نمادی از قدرتِ الهی یا انسانی به‌کار رفته است؛ کسی که نظامِ هستی، جان و معنا را از نابودی و آشفتگی نگاه می‌دارد.

در کاربرد ادبی، «نگه‌دارنده» مفهومی فراتر از معنای لغوی خود می‌یابد و به نگهبانِ هستی و دوامِ جهان اشاره دارد. نظامی گنجوی در ابیاتی که با «نگه‌دارندهٔ بالا و پستی» آغاز می‌شود، خداوند را همان پاسدار و نگه‌دارندهٔ همهٔ مراتبِ وجود، از فرودترین تا برترین مرتبه، می‌داند. در این تعبیر، نگه‌دارنده نه فقط حافظِ صورت‌های ظاهری، بلکه نگهبانِ دوامِ معنا و سرچشمهٔ هستی است؛ یعنی گواهی بر وجودِ او را می‌توان در خودِ هستی جست‌وجو کرد.

از دیدگاه زبان‌شناسی و معناشناسی، واژهٔ نگه‌دارنده ترکیبی از نگه (از ریشهٔ نگاه داشتن یا حفظ کردن) و «دارنده» (اسمِ فاعلِ فعل داشتن) است. این ترکیب بر استمرارِ عملِ نگهداری و مسؤولیت در قبالِ آن تأکید دارد. چنین واژه‌هایی در فارسی ساختی پویا دارند و هم در حوزهٔ عرفانی و فلسفی، هم در گفتار روزمره برای اشاره به نگهبانی، حفاظت و پاسداری از ارزش‌های معنوی یا مادی به‌کار می‌روند.

لغت نامه دهخدا

نگه دارنده. [ ن ِ گ َه ْ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) حافظ. مستحفظ. ( ناظم الاطباء ). نگاه دارنده.نگاه دار. نگه دار. رجوع به نگاه دار شود:
نگه دارنده بالا و پستی
گوا بر هستی او جمله هستی.نظامی.

فرهنگ عمید

حفظ کننده.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنکه یا آنچه چیزی را نگاه دارد محافظ. یا قوت (قوه ) نگاه دارنده. قوه ماسکه. ۲ - ( اسم ) یکی از اجزائ اسطرلاب ممسکه.

فرهنگستان زبان و ادب

{retainer} [پزشکی-دندان پزشکی] 1. بخشی از یک پُل که پُل دیس را به دندان متصل می کند 2. قلاب یا چفت یا وسیلۀ دیگری که باعث ثبات و پایداری دندانواره می شود 3. هریک از دستگاه های (appliances ) ثابت یا متحرک که پس از اتمام درمان های دندان آرایی (orthodontic ) از آن...
[علوم و فنّاوری غذا] ← مادۀ نگه دارنده

دانشنامه عمومی

نگهدارنده یا کلمپ برای نگهداری بافت و سایر مواد در هنگام عمل جراحی طراحی شده اند.
• حلقه انگشتی ( Finger ring )
• دسته ( shank ) ( متناسب با عمق عمل )
• ضامن قفل ( Ratchet )
• مفصل یا جعبه قفل ( Box lock )
• دهانه ( Jaw ) ( کاربرد وسیله را بیان می کند )
هموستات _ آلیس _ کلمپ بابکوک _ چنگ زننده ها و نگه دارنده ها _ سوزن گیر _ شان گیر
• کلمپ هموستات
این وسیله جهت بندایش خون بکار گرفته می شود. کلمپ هموستات ( کلمپ هموستاتیک یا هموستاز ) ابزار حیاتی در انجام هر گونه عمل جراحی از قبیل عمومی یا اختصاصی به حساب می آید و در ست جراحی عمومی و اختصاصی یافت می شود. مهمترین ویژگی این وسیله که کاربرد آن را تعریف می کند دهانه آن است که به صورت کرو ( خمیده ) یا رایت ( صاف ) می باشد و بر همین اساس نام های دیگری نیز به خود می گیرد.
• کلمپ بابکوک
جهت دربرگرفتن احشاء نرم و دور کردن آن ها از مکان اصلی بکار می رود. در یک ست جراحی عمومی یافت می شود.
• کلمپ کوخر
جهت گرفتن بافت های سفت مانند فاشیا بکار می رود. دهانه آن به شکل V می باشد.
• شان گیر
جهت درپ کردن شان های بیمار بر روی تخت جراحی بکار می رود.

نگهدارنده
نگهدارنده
نگهدارنده
نگهدارنده
نگهدارنده

جمله سازی با نگهدارنده

💡 زنده ئی تا سوز او در جان تست این نگهدارندهٔ ایمان تست

💡 خداوند این نگهدارنده ما را نگه دارد گذشت آنگه که می‌گفتند: می خوردن گنه دارد

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز