نکته بین
مترادفها
تیزبین، دقیق، نکتهسنج، هوشمند
متضادها
سطحی، بیدقت، بیتوجه
لغت نامه دهخدا
نکته بین. [ ن ُ ت َ / ت ِ ] ( نف مرکب ) آنکه اعتراض می کند و ایراد می گیرد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نکته گیر شود. || که دقایق و نکات و ریزه کاری های کاری یا سخنی را درمی یابد.
فرهنگ فارسی
آنکه اعتراض می کند و ایراد می گیرد ٠ یا که دقایق و نکات و ریزه کاری های کاری یا سخنی را در می یابد.
ویکی واژه
pignolo
جمله سازی با نکته بین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زرین قلم چرخ شود نکته بینش زان لفظ گهر بار بر این لوح زبر جد
💡 شنیدم که در پارس مرد گزین ادا فهم رمز آشنا نکته بین
💡 دل بیدار و عقل نکته بین خواب گمان و فکر و تصدیق و یقین خواب
💡 گفت الماس ای رفیق نکته بین تیره خاک از پختگی گردد نگین
💡 نکته بین اشراق کز اطوار بخت واژگون دوست با ما راست پنداری چو دشمن دشمن است