نوشتنی
مترادفها
نوشته، مکتوب
لغت نامه دهخدا
نوشتنی. [ ن َ وَ ت َ ]( ص لیاقت ) نوردیدنی. طی کردنی. رجوع به نوشتن شود.
نوشتنی. [ ن ِ وِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که قابل نوشتن است. که لایق تحریر و کتابت است. که نوشتن و تحریر و ثبت آن ممکن یا به مصلحت باشد:
هرچند نیست درد دل ما نوشتنی
از اشک خود دو سطر به ایما نوشته ایم.صائب.
فرهنگ فارسی
که قابل نوشتن است. که لایق تحریر و کتابت است. که نوشتن و تحریر و ثبت آن ممکن یابه مصلحت باشد.
جمله سازی با نوشتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نوشته ی که به من خویش را بنویس نوشتنی نبود حال من بیا و به بین
💡 هرچند نیست درد دل ما نوشتنی از اشک خود دو سطر به سیما نوشتهایم
💡 آخر به لوح آینهٔ اعتبار ما چیزی نوشتنیست به خط غبار ما
💡 ندیدنی است بساط جهان قدم بردار نوشتنی است حدیث جنون قلم بردار
💡 وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ کِتاباً (۲۹) و همه چیز در لوح بشمردهایم و پیوسته نوشتنی.
💡 برای ثبت تمامی جزئیات مهم در جلسات مدیریتی، حتماً از ابزارهای نوشتنی با کیفیت بالا و خودکارهای روان استفاده کنید تا اطلاعات از دست نروند.
💡 دانشآموزان در ابتدای سال تحصیلی نیاز به تهیه انواع وسایل نوشتنی از جمله مداد، خودکار و دفترچههای کوچک برای یادداشتبرداری دارند.
💡 در دنیای دیجیتال امروز، اگرچه استفاده از ابزارهای نوشتنی سنتی کاهش یافته، اما همچنان برای یادداشتهای سریع و خلاقانه بسیار کاربردی هستند.