نورافشانی

لغت نامه دهخدا

نورافشانی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) پرتو افکندن. روشن کردن. نور افشاندن.

فرهنگ فارسی

پرتو افکنی نور پاشی.

جمله سازی با نورافشانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رایتی ذیل جلالش گه گرد افشاندن کرده بر مهر جلی شعشعهٔ نورافشانی

💡 ای در کرم و عزت و نورافشانی خورشید و مه و ستاره‌ها چاکر تو

💡 چارده سال فزونست که در مدحت تو کرده‌ام همچو مه چارده نورافشانی

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز