نوا کردن
مترادفها
آواز خواندن، آهنگیدن، نواختن
متضادها
سکوت کردن
فرهنگ معین
(نَ. کَ دَ ) (مص ل. ) دستگیری کردن، کمک کردن.
ویکی واژه
دستگیری کردن، کمک کردن.
جمله سازی با نوا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز بس فسردگی باغ می کنم فریاد که بلبلی به هوا آید از نوا کردن
💡 باز آغاز آن نوا کردند ورد تسبیح خود ادا کردند
💡 قلت مال و منال و کثرت اهل و عیال قرض دارو بینوا کردند ناگاهان مرا
💡 نواسازان نوا کردند آهنگ سخن در پرده قانون گفت با چنگ
💡 مخالفان ز ره راست چشم پوشیدند چو نی دل حرم او پر از نوا کردند
💡 موسیقیدان قدیمی با نوا کردن ساز سنتی خود، توانست فضای سرد و ساکت سالن را با نغمههای دلنشین و آرامشبخش برای شنوندگان تغییر دهد.
💡 شاعر با نوا کردن کلمات خود در قالب شعرهای آهنگین، توانست احساسات عمیق و پنهان خود را به شکلی زیبا برای مردم بازگو کند.
💡 وقتی او شروع به نوا کردن آن قطعه موسیقی بسیار زیبا کرد، تمام جمعیت در سالن با دقت به گوش دادن به آن ملودیها مشغول شدند.