دستگیری کردن

لغت نامه دهخدا

دستگیری کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اعانت و مساعدت و معاضدت و یاری و مددکاری کردن:
بدان پرورانیدم این تار را
که تا دستگیری کند یار را.فردوسی.گه نعمت دهد نقصان پذیری
کند هنگام حیرت دستگیری.نظامی.نه گر دستگیری کنی خرمم
نه گر سر بری بر دل آید غمم.سعدی.مال بیکران داری و ما را مهمی است اگر برخی از آن دستگیری کنی چون ارتفاع برسد وفا کرده شود. ( گلستان سعدی ). || در تداول عرفا، ارشاد کردن سالک و مرید.

فرهنگ فارسی

اعانت و مساعدت و معاضدت و یاری و مدد کاری کردن.

جمله سازی با دستگیری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رهروان را پای در گل مانده است از آبله دستگیری کردن از خار مغیلان برده اند

💡 این واژه جمع کلمه ناصر و برگرفته از ریشه «ن ـ ص ـ ر» است که به مفهوم کمک کردن، یاری رسانیدن و دستگیری کردن است. آنچه مفهوم این واژه را از مفهوم «اعوان» متمایز می‌سازد آن است که عون برای هر کمکی بکار می‌رود؛ اما نصر کمک به فرد یا گروهی است که در رویارویی یا دشمنی با فرد یا گروهی قرار گرفته‌است، از این رو چنانچه در جنگ گروهی به یکی از طرفین نزاع بپیوندند آنان را نصرت داده‌اند.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
استرالیا یعنی چه؟
استرالیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز