نهنج
مترادفها
هنجار، معیار، قاعده، الگو
متضادها
انحراف، ناهنجاری
لغت نامه دهخدا
نهنج. [ ن ِ هَِ ] ( اِ ) جوال. ظرفی که از موی وپشم بافند و آرد و گندم و امثال آن در آن کنند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). گوال. گاله. کیسه بزرگ پشمی. جوال. ( فرهنگ خطی ). جوال مویین و یا پشمین. ( ناظم الاطباء ). || برجستگی سر گلهای مرکب که گلهای کوچک بر روی آن قرار دارند، مانند آفتاب گردان. ( لغات فرهنگستان ). بخشی از گل که اندامهای پوشش گلبرگها و کاسه برگها و اعضای زایشی مادگی و پرچم بر روی آن قرار گرفته اند و در گلهای مختلف به اشکال متفاوت است. ( فرهنگ اصطلاحات علمی ).
فرهنگ معین
(نِ هَ ) (اِ. ) جوال، جوالی که از مو یا پشم بافته شده باشد.
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) طبقی در گل های مرکب که گل های کوچک بر روی آن قرار می گیرد.
۲. [قدیمی] جوال بافته شده از مو یا پشم برای نگهداری آرد، گندم، و امثال آن.
فرهنگ فارسی
جوالی که ازموی پشم ببافندبرای آردوگندم
(اسم ) ۱ - کیسه ای که از موی و پشم و جز آن بافند و غلات در آن ریزند: جوال. ۲ - محلی که گلچه های یک گل دارای آرایش کلاپرک بر روی آن قرار میگیرند. معمولا در انتهای دم گل یک گل کلاپرک قسمت مسطح یا محدی بنام طبق گل موجود است ( مانند گل بابونه یا آفتاب گردان ). در روی این قمست مسطح یا محدب که بنام نهنج موسوم است گلچه های میرویند: طبق گل ( گل آذین کلاپرک ).
فرهنگستان زبان و ادب
{thalamus} [زیست شناسی] هریک از دو تودۀ مادۀ خاکستری که در طرفین بطن سوم مغز قرار دارد و بخشی از دیوارۀ جانبی حفرۀ بطن سوم را تشکیل می دهد
{receptacle, thulamus} [زیست شناسی-علوم گیاهی] رأس برآمدۀ یک دُمگل که کاسه و جام به آن متصل می شود * مصوب فرهنگستان اول
دانشنامه عمومی
نهنج (گیاهی). نهنج ( به انگلیسی: Receptacle ) یا تالاموس یا توروس به انتهای شاخه که از قسمت های گل نگاهداری می کند، گفته می شود. نهنج محور یک گل است و قسمت های گل روی آن قرار دارند. چنانچه یک گل به طور جداگانه روی دمگل به وجود آید، نهنج انتهای بالایی پایهٔ گل است.
نهنج از چند یا بسیاری گره های متراکم که توسط میانگره های بسیار کوتاه از یکدیگر جدا شده اند تشکیل می گردد. قسمت های ضروری گل یک بار یا بیشتر از هر سطح نهنج رشد می یابند. اولین میانگرهٔ شاخه در زیر نهنج پایک ( به انگلیسی: Pedicel ) است. دومین میانگره در زیر یک گل منفرد ممکن است دمگل ( به انگلیسی: Peduncle ) نامیده شود. در قاعده پایک برگک ( برگ تغییر شکل یافته ) ( به انگلیسی: Bract ) وجود دارد که در زیر گل قرار دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
نَهَنْج (receptacle)
نَهَنْج
بخش انتهایی و توسعه یافتۀ پایۀ گل. بخش های دیگر گل به آن متصل می شوند. نهنج معمولاً گرد است، اما در بسیاری از گیاهان پهن یا فنجانی شکل می شود. این واژه همچنین به بخش هایی از برخی علف های دریایی اطلاق می شود که در مواقعی از سال متورم می شوند و اندام های تولیدمثلی ایجاد می کنند.
ویکی واژه
جوال، جوالی که از مو یا پشم بافته شده باشد.
جمله سازی با نهنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرده یا جنس: به مجموعه چندین گونه که از نظر برخی صفات بارز مثل:نوع میوه، فرم (بوتهای، درختچه و…)، آرایش برگها، نوع گل آذین و شکل نهنج و… با هم اشتراک دارند جنس میگویند.
💡 جنبش هفت فلک بر نهنج کام تو باد تا که اجسام مرکّب ز عناصر باشد
💡 برای نصب دقیق در و پنجره در چارچوب چوبی، باید ابتدا یک نهنج کوچک و عمیق در گوشههای مخصوص ایجاد شود تا قطعات به خوبی در جای خود قرار گیرند.
💡 نجار با استفاده از ابزار دقیق، نهنجهای لازم را روی قطعه چوب ایجاد کرد تا بتواند قطعات مختلف را با دقت بسیار بالایی به یکدیگر متصل و محکم کند.
💡 ساختن یک میز چوبی با کیفیت بالا نیازمند دقت در ایجاد نهنجهای کوچک است تا زیبایی و استحکام محصول نهایی در هنگام استفاده روزمره تضمین شود.