نهد

لغت نامه دهخدا

نهد.[ ن َ ] ( ع اِ ) هرچیز بلند و برآمده. ( منتهی الارب ). ناتی و مرتفع از هر نوعی. ( از متن اللغة ). شی مرتفع.( اقرب الموارد ). || ثدی. پستان را گویند بسبب برآمدگی آن. ( از اقرب الموارد ). || شیربیشه. ( منتهی الارب ). اسد. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || زبد. ( اقرب الموارد ). نهید. نهیدة. نهدة. ( متن اللغة ). رجوع به نهدة شود. || ( ص ) جوانمرد که به معضلات امور آهنگ نماید. ( منتهی الارب ). مرد کریم که به معالی امور برخیزد. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || اسب نیکو تندار پرگوشت بلند اطراف. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). اسب بلند. ( مهذب الاسماء ). اسب بلند و توزی. ( دستورالاخوان ). || زورمند درشت اندام. قوی ضخم. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || ( مص ) برخاستن بسوی دشمن. نهود. نَهَد. ( از منتهی الارب ). برخاستن و به قتال با دشمن آغازیدن. ( از متن اللغة ). قد علم کردن و به پیکار خصم شتافتن. نَهَد. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || بزرگ شمردن یابزرگ کردن هدیه را. ( از منتهی الارب ). بزرگ داشتن هدیت را. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). نَهَد. ( اقرب الموارد ). || شکل گرفتن و برآمدن بر سینه ٔدخترکان. نهود. ( از متن اللغة ). رجوع به نهود شود.
نهد. [ ن َ / ن ِ ] ( ع اِ ) نفقه و هزینه ای که در سفر هر یک از رفیقان برابر یکدیگر برآورند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). هزینه و سهمی که به تساوی همرزمان هنگام مناهده و جنگ با دشمن بپردازند. ( از متن اللغة )( از اقرب الموارد ) ( از ابن اثیر ). عون. ( متن اللغة ).
نهد. [ ن ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ نهداء. ( ناظم الاطباء ).
نهد. [ ن َ هََ ] ( ع مص ) نهد. رجوع به نَهْد شود.
نهد. [ ن َ ] ( اِخ ) نام طایفه ای است از اعراب. ( از انساب سمعانی ). قبیله ای است به یمن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - هرچیز برآمده و مرتفع. ۲ - پستان.

فرهنگ فارسی

نام طایفه ای است از اعراب ٠ قبیله ای است به یمن ٠

ویکی واژه

هرچیز برآمده و مرتف
پستان.

جمله سازی با نهد

💡 مهر رویت می نهد هر روز مهری بر لبی چشم مستت می زند هر لحظه تیغی بر دلی

💡 از باده بود سود و نهد روی به بهبود رنجی که کنون از سهر و از یرقان است

💡 خلقی ز حسرت مینهد سر بر سر زانوی خود یارب که باشد کو نهد سر بر سر زانوی تو

💡 کنون که روی نهد جمله در حقیقت شرع چه اعتقاد کنی باز گیردش روزی

💡 از نقش سمش تارک گردون نهد افسر خنگی که مزین کند از داغ تو، ران را

💡 کفر اگر رخ نهد بردرت ایمان شود در دو جهان کس ندید خوشتر ازین کیمیا

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز