لغت نامه دهخدا
ننر. [ ن ُ ن ُ ] ( ص ) در تداول، لوس.
- بچه ننر؛ بچه لوس که بسیار بدو مهربانی شده و ازاین رو فاسد بار آمده است. ( یادداشت مؤلف ).
ننر. [ ن ُ ن ُ ] ( ص ) در تداول، لوس.
- بچه ننر؛ بچه لوس که بسیار بدو مهربانی شده و ازاین رو فاسد بار آمده است. ( یادداشت مؤلف ).
(نُ نُ ) (ص. ) (عا. ) لوس، زیاده از حد عزیز داشته شده.
کسی که بی جهت خود را نزد دیگران عزیز کند، لوس.
( صفت ) کسی که بیجهت خود را عزیز نشان دهدلوس و بیمزه:[ بچه ننر.]
در تداول: لوس.
(عا.)
لوس، زیاده از حد عزیز داشته شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو چنگی شکم تهی که ترا به سر انگشت شد زباننرم گویا
💡 بود سنجر ننر و دردانه باعث زحمت اهل خانه