نمور

لغت نامه دهخدا

نمور. [ ن َ ] ( ص مرکب ) بسیارنم. نمگین. || بوی نمور؛ بوی نم چنانکه درزیرزمین های مرطوب و نان و آرد مانده در رطوبت و کپره زده. از نم به معنی ندا و «َ-ور» به معنی دارنده و «َ-ور» از قبیل گنجور و رنجور و دستور. ( از یادداشت مؤلف ). || جای نم دار. ( از یادداشت مؤلف ). نمناک. نمدار. نموک. مرطوب. ( فرهنگ فارسی معین ).
نمور. [ ن ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نمر. رجوع به نَمِر شود:
میزبانان من سیوف و رماح
میهمانان من کلاب و نمور.مسعودسعد.

فرهنگ معین

(نَ ) (ص. ) نمناک، مرطوب.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نمناکنمدارنموک مرطوب.
جمع نمر است

ویکی واژه

umido
نمناک، مرطوب.

جمله سازی با نمور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دخمه‌ای تنگ و سوبه‌سوی ‌و نمور واندر آن دخمه چند زنده‌به‌گور

💡 التنمور ۶٫۱۲ کیلومترمربع مساحت دارد ۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 یلنا یانکوویچ مدافع عنوان قهرمانی بود اما در دور سوم در برابر آگول امانمورادوا شکست خورد.

💡 ادنمور ۱۸۸٫۹۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 در سال ۱۷۷۴ مستعمره ویرجینیا ادعای مالکیت منطقه اطراف پیتسبورگ پنسیلوانیا را کرد و یک‌تعداد از ساکنین پنسیلوانیای غربی برای دفع آن اسلحه برداشتند. سنت کلر دستور بازداشت افسری را صادر کرد که نیروهای ویرجینیا را رهبری می‌کرد. سر انجام جنگ لارد دونمور اختلافات مرزی را حل و فصل کرد.

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز