نمت. [ ن َ ] ( ع اِ ) گیاهی است که بر آن را می خورند. ( منتهی الارب ). یک نوع گیاهی که بار آن خوراکی است. ( ناظم الاطباء ).
نمة. [ ن َم ْ م َ ] ( ع ص ) تأنیث ِ نم. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نَم شود. || ( اِ ) رگه های سیاهی در سپیدی یا سپیدی در سیاهی. ( از اقرب الموارد ).
نمة. [ن ِم ْ م َ ] ( ع اِ ) شپش سر یا مورچه. ( منتهی الارب ).
گیاهی است که بر آن را می خورند. یک نوع گیاهی است که بار آن خوراکی است.
بن نعمت، اصطلاحی که در دنیای باستان به معنی گوشت تازه و گوشت شکاری بود که در میان اعضای قبیله پخش میشد. نمت از دو بخش نم - عت تشکیل شده و به معنی گوشت نم یعنی تازه است.
در میان کوهستاننشینان زاگروس در گذشته رسم بود هر شکارچی که موفق به شکار میشد گوشت آن را بیتعارف میان همه اعضای قبیله تقسیم مینمود.
💡 طاقت خور نبینمت جا به سواد دیده کن تا پی سایه بر سرت چتر سیاه سازمش
💡 میبینمت که از همگان گوی بردهای کایدون رسد به گوش، غریوت چو کرنا
💡 چون دست و پای پاک نبینمت جان و دل این هردو پاک نبینم و آن هردو پر کره
💡 رستم ایران و حسن و دلبری می گفتمت چشم بددور از رخت می بینمت بر زوشدی
💡 همچو دل عمری در آغوش خیالت داشتم این زمان همچون نگه درچشم حیران بینمت