نماک

لغت نامه دهخدا

نماک. [ ن َ ] ( اِ ) نمک. ( انجمن آرا ) ( از رشیدی ) ( آنندراج ).
- بی نماک؛ بی ملاحت. ( فرهنگ فارسی معین ):
چو سالت شد ای خواجه بر شست پاک
می و جام و آرام شد بی نماک.فردوسی.|| رواج و رونق و زیبائی. ( برهان قاطع ) ( جهانگیری ). صاحب جهانگیری نماک را رونق و زیبائی معنی می دهد و شعر فردوسی را شاهد می آورد، ولی به گمان من نماک همان نمک است و امروز هم «بی نمک » را در همین مورد استعمال کنند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. ملاحت، زیبایی.
۲. رواج، رونق.

فرهنگ فارسی

ملاحت وزیبایی، رواج ورونق هم گفته شده است
( اسم ) نمک.یابی نمک. بی ملاحت.

ویکی واژه

نماک (جمع نماک‌ها)
(رابط کاربری) یه تصویر یا نماد کوچک در نمایشگر رایانه که معمولا برای اجراییدن (اجرا کردن) یه برنامه یا روند رویش کلیک می‌شود.

جمله سازی با نماک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این قضیه اولین بار توسط جان فون نویمان در سال ۱۹۲۸ انتشار یافت، که از او نقل قول شده‌است: ” تا جایی که می‌بینم هیچ قضیه‌ای از بازی‌ها بدون این قضیه نخواهد بود. من فکر می‌کردم هیچ قضیهٔ با ارزشی انتشار نیافته تا زمانی که قضیه مینماکس (کمینهٔ بیشینه) اثبات شد! ”.

💡 ز نشتر مژه ایما نماکه تا بزنند به یک‌کرشمه رگ خواب مالکان عقاب

💡 بدر شرف از طلعت او فر و بها یافت شاخ امل از شوکت او نشو و نماکرد

💡 اگر خرسندی دل آبیار مزرعت باشد چوتخم آبله نشو ونماکن پایمالی را

💡 برای تعمیم می‌توانید قضیهٔ مینماکس سیون - نام دانشمند - قضیهٔ پارتاساراتی را ببینید. هم چنین می‌توانید مثالی از یک بازی بدون متغیر ببینید.