نشکن
مترادفها
ویرانگر، شکنده
متضادها
شکستنی
لغت نامه دهخدا
نشکن. [ ن َ ک َ / ن َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) نشکننده. که نمیشکند. || نشکستنی. ناشکن: لیوان نشکن. که شکستنی نیست.
فرهنگ فارسی
( اسم ) عمل گرفتن عضوی از بدن با دو سر انگشت یا دو سر ناخن دست چنانکه بدرد آید: آن صنم را ز گاز و ز نشکنج تن بنفشه شد و دو لب نارنج. ( عنصری.لفااق.۵۶ )
دانشنامه عمومی
نشکن (ترانه کنچیتا وورست). نشکن ( به انگلیسی: Unbreakable ) اولین تک آهنگ خواننده اتریشی، کنچیتا وورست است. این تک آهنگ توسط کمپانی ناشر سونی میوزیک در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۱ در اتریش منتشر شد و موفق شد در جداول موسیقی اتریش به مقام ۳۲ دست یابد.
جمله سازی با نشکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خسرو ز زلف یار خلاصی طمع مدار تا این دل شکسته به یکبار نشکند
💡 عهد تو دل منست گویی کز ناز گر نشکنیش نیم نفس نشکیبی
💡 دست این صنعتنگاران نشکند کز آب و گل طاقها چون طاق ابروی نگارین بستهاند
💡 سایه خاری به خاکم نشکند طرف کلاه داغ بی اقبالیم زین کج کلاهان در سر است
💡 چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟ داغ از میان سوختگان دست من گرفت
💡 هزار ساغر مینشکند خمار مرا دلم چو مست چنان چشم پرخمار بود