نشری

لغت نامه دهخدا

نشری. [ ن َ ش َ را ] ( ع ص ) ابل نشری؛ شتران گر رسیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شتران گرفتار جرب. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
نشری. [ن َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه بخش جاسک شهرستان بندرعباس. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان حوم. بخش جاسک شهرستان بندر عباس.

جمله سازی با نشری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگرفت دلم ازین خسیسان یا رب حشری نشری قیامتی آشوبی

💡 جان که خو کرده به نشریف جفاهای تو بود چون تو رفتی به بلاهای تو آموخته باد

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز