نداوت. [ ن َ وَ ] ( ع اِمص ) نداوة. تری. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نمناکی. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). رطوبت. ندی. ندوت. نم:
هوا از لطافت در او مشک ریز
زمین از نداوت در او چشمه خیز.نظامی.رجوع به نداوة شود.
نداوة. [ ن َ وَ ] ( ع مص ) تر شدن. ( از اقرب الموارد )( از المنجد ). تری زمین. ( ناظم الاطباء ). || رسیدن باران به زمین. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). || ندی. ندوة. رجوع به ندی شود. || رفتن آواز. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
(نَ وَ ) [ ع. نداوة ] (حامص. ) ۱ - تری، نمناکی. ۲ - تازگی، طراوت.
۱. تر شدن، تری، نمناکی.
۲. شادابی، طراوت.
۱ - تری نمناکی.۲ - تازگی طراوت: چون روزگاردولت بسر آمددرختی راماندکه میه نداوت وطراوت ازوبرود...
تری، نمناکی.
تازگی، طراوت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوا از لطافت درو مشک ریز زمین از نداوت در او چشمه خیز
💡 هلال بدر شود از سخاوت خورشید نهال سرو شود از نداوت باران
💡 حق بود بود و کل نمودوی است اوست بحر و همه نداوت اوست
💡 هرجا رسیدهاند به ترکیب اتفاق چون زخمهای کهنه نداوت چکیدهاند