نخی

لغت نامه دهخدا

نخی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب به نخ. که از جنس نخ است. که از نخ ساخته شده است. رجوع به نخ شود.
- پارچه نخی؛ پارچه ای که از نخ پنبه بافته شده باشد. مقابل پارچه پشمی که از نخ پشم است. رجوع به نخ شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به نخ که از جنس نخ است.

جمله سازی با نخی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز در نخیل خوشهٔ خرما کسی نیافت جز بر خلیل، شعله گلستان نمی‌شود

💡 زینسان که شکل قدت در چشم من نشسته هرگز چنین نخیزد سروی کنار جوئی

💡 همیشه تا ز شب تیره بر نتابد روز همیشه تا ز یم نیل بر نخیزد نار

💡 ندادم بوسه ای زان لب چه حاصل؟ ازین خرما که او را بر نخیل است

💡 خط غبار نخیزد دگر ز روی بتان به آب تیغ، تو چون گرد فتنه بنشانی