نخلستان. [ ن َ ل ِ / ن َ س ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که درآن نخل بسیار باشد. ( فرهنگ نظام ). باغ خرما. ( آنندراج ). جای انبوه از خرمابنان. خرستان. مخستان. مغستان. ( ناظم الاطباء ). خرماستان. باحة. عقدة:
شکر در تنگ شه تیمار میخورد
ز نخلستان شیرین خار میخورد.نظامی.گرد آن باغ گشت چون مستان
تا رسید از چمن به نخلستان.نظامی.نخلستانی بدان زمین بود
کآرایش نقش بند چین بود.نظامی.مشتمل بود بر کروم و باغات و بساتین و نخلستان و درختستان. ( تاریخ قم ص 181 ).
(نَ لِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) محلی که در آن نخل بسیار کاشته شده، نخل زار.
جایی که درخت خرما بسیار باشد.
جایی که درخت خرمابسیارباشد
( اسم ) محلی که در آن نخل بسیارکاشته شده خرماستان نخل زار.
محلی که در آن نخل بسیار کاشته شده، نخل زار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان نخلستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۷ نفر (۷۱خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان نخلستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بودهاست.
💡 ابراهیمآباد پائین روستایی در دهستان نخلستان بخش مرکزی شهرستان طبس استان خراسان جنوبی ایران است.
💡 ای مانده زیر شش جهت هم غم بخور هم غم مخور کان دانهها زیر زمین یک روز نخلستان شود
💡 دجله خونابست ازین پس گر نهد سر در نشیب خاک نخلستان بطحا را کند در خون عجین