نجاد

نجاد

این کلمه از واژگان عربی است که در متون کهن لغوی و ادبی فارسی معانی گوناگونی برای آن ذکر شده و بسته به کاربرد، مفهوم‌های متفاوتی را در بر می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین معانی آن «حمایل شمشیر» یا همان بندی است که شمشیر را بر دوش یا سینه آویزان می‌کنند و جنگاوران برای حمل سلاح از آن استفاده می‌کردند. در این معنا، نجاد به بخشی از تجهیزات جنگی اشاره دارد که نقش نگهدارنده و حمل‌کننده شمشیر را بر عهده دارد و در متون قدیمی به عنوان جزئی از پوشش رزمی شناخته می‌شده است. در برخی منابع، «نجاد» به معنای جامه کهنه یا لباس فرسوده نیز آمده است که نشان‌دهنده کاربرد این واژه در توصیف وضعیت ظاهری اشیا یا پوشاک است. همچنین در لغت‌نامه‌ها، «نجاد» گاهی به مردی درازقامت اشاره دارد و در این کاربرد، به صورت کنایه‌ای برای توصیف بلندی قامت انسان به کار می‌رود. در برخی متون دیگر، این واژه به معنای فردی زیرک، ماهر و آگاه در امور مهم و دشوار نیز آمده است که توانایی تشخیص و تدبیر در کارها را دارد.در برخی کاربردهای ادبی، «نجاد» به فردی نیز گفته می‌شود که بستر و وسایل خواب آماده می‌کند یا در کار فراش‌گری مهارت دارد. این تنوع معنایی نشان می‌دهد که واژه در زبان عربی و فارسی کهن دارای کاربردهای گسترده‌ای در حوزه‌های نظامی، اجتماعی و توصیفی بوده است. امروزه این واژه کمتر در زبان روزمره استفاده می‌شود و بیشتر در متون لغوی و تاریخی قابل مشاهده است.

لغت نامه دهخدا

نجاد. [ ن ِ ] ( ع اِ ) ج ِ نجد. رجوع به نجد شود. || حمایل تیغ. ( منتهی الارب ). بند شمشیر که بر دوش و سینه حمایل اندازند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). حمایل شمشیر. ( ناظم الاطباء ). دوال شمشیر. ( مهذب الاسما ). || طویل النجاد؛ مرد درازقامت. ( منتهی الارب ). کنایه از طویل القامة است. ( از المنجد ). || فلان طلاع نجد و انجده و نجاد و انجاد؛ او ضابط است در معالی امور و غالب بر آن. ( منتهی الارب ). هو طلاع نجاد؛ او نیک آزماینده است در کارها وتصرف کننده در آنها و نیک ماهر و تجربه کار و زیرک است و پیوسته همت او مایل به معالی امور می باشد. ( ناظم الاطباء ). || جامه کهنه. ژنده. نهالی.
نجاد. [ ن َج ْ جا ] ( ع ص ) فراش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || آنکه بستر و بالین دوزد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنکه بستر و بالین سازد. ( ناظم الاطباء ). مصلی دوز. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(نِ ) [ ع. ] (اِ. ) حمایل شمشیر، بند شمشیر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) حمایل شمشیربندشمشیر.
فراش بستر و بالین دوزد

ویکی واژه

حمایل شمشیر، بند شمشیر.

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
آرتیست یعنی چه؟
آرتیست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز