کلمه «لعنتی» در زبان فارسی صفتی است که برای بیان خشم، ناراحتی یا نارضایتی شدید نسبت به یک شخص، چیز یا موقعیت به کار میرود و معمولاً بار احساسی منفی دارد. این واژه از «لعنت» گرفته شده است که به معنای نفرین و دور شدن از رحمت است. وقتی چیزی را «لعنتی» مینامیم، منظورمان این است که آن را عامل آزار، بدشانسی یا مشکل میدانیم. «لعنتی» در گفتار روزمره اغلب به شکل محاورهای و برای تخلیه احساسات استفاده میشود. در برخی متنهای ادبی نیز این کلمه برای نشان دادن شدت رنج یا عصبانیت شخصیتها به کار میرود. گاهی استفاده از آن لزوماً به قصد نفرین واقعی نیست، بلکه تنها تأکیدی احساسی دارد و میتواند شدت احساس گوینده را بهخوبی نشان دهد. در مجموع، «لعنتی» کلمهای احساسی و تند برای بیان نارضایتی یا خشم است.
لعنتی
لغت نامه دهخدا
لعنتی. [ ل َ ن َ ] ( ص نسبی ) درخور نفرین.سزاوار لعنت. در تداول فارسی زبانان، ملعون: گفت: بگوی مر خدای آسمان را تا سپاه خویش را بیاورد که من سپاه خویش آوردم خاک به دهان آن لعنتی ( یعنی نمرود ). ( ترجمه طبری بلعمی ). شمر لعنتی؛ ملعون.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص. ) [ ع - فا. ] سزاوار دشنام و نفرین.
فرهنگ عمید
۱. سزاوار لعنت.
۲. ملعون.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- منسوب به لعنت.۲- سزاوار لعنت ملعون: گفت: بگوی مرخدای آسمان را تا سپاه خویش را بیاورد که من سپاه خویش آوردم. خاک بدهان آن لعنتی ( نمرود ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی لَعْنَتِی: لعنت من (کلمه لعن به معنای دور کردن ملعون از رحمت است )
ریشه کلمه:
لعن (۴۱ بار)ی (۱۰۴۴ بار)
جمله سازی با لعنتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون در لعنتی افتاده مسکین ضعیف و ناتوان و خوار و مسکین
💡 مثل شیطان هر که باشد لعنتی است هرکه چون انسان بود او رحمتی است
💡 کنون در لعنتی تو بازمانده از آن قربت تو بی اغراض مانده
💡 دیو از این عقل گشت با شر و شور تا به مخراق لعنتی شد کور