فوقانی
مترادفها
بالایی، برتر، علوی
متضادها
تحتانی، زیرین، پایینی
لغت نامه دهخدا
فوقانی. [ ف َ نی ی ] ( ع ص نسبی ) مقابل تحتانی، و نسبت شاذّی است از فوق. ( اقرب الموارد ). برین. مقابل زبرین. مقابل تحتانی: طبقه فوقانی، اطاق فوقانی. ( یادداشت مؤلف ). || حرفی که یک یا چندنقطه بالا دارد. ( یادداشت مؤلف ). || جامه ای که بر روی همه جامه ها پوشند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(فَ ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) بالایی، زبرین.
فرهنگ عمید
بالایی، زبرین.
فرهنگ فارسی
بالایی، زبرین، نقیض تحتانی
( صفت ) بالایی زبرین مقابل تحتانی زیرین.
ویکی واژه
بالایی، زبرین.
جمله سازی با فوقانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دومین پایه ای که نفسانی ست در تقوم رهین فوقانیست
💡 مرحبا آن تحت فوقانی مقام حبذا آن عبد ربانی مقام
💡 شامل قسمتهای فوقانی – تحتانی وبدنه میانی میباشد واحد محرک ودستگاههای متعلق به آن در قسمت بالای الواتور جای میگیرند. محفظه میتواند به صورت کششی یا فشاری در نظر گرفته شود در نوع فشاری کلیه نیروها که شامل وزن محفظه و واحد محرک و نیروهای وارد بر یاتاقانها میگردد بر قسمت تحتانی محفظه وارد میگردد.
💡 زان مراتب که در نبیّ و ولی ست خاتمیّت مقام فوقانی است