فرهنگ معین
(بُ ) (ص فا. ) (عا. ) کسی که باعث قطع شدن درآمد دیگران می شود.
(بُ ) (ص فا. ) (عا. ) کسی که باعث قطع شدن درآمد دیگران می شود.
(صفت ) کسی که میکوشد تادر آمد مردم را از بین ببرد وراه عایدی ونفع آنان را سد کند
(عا.)
کسی که باعث قطع شدن درآمد دیگران میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ژاله زنان بر سر کل مرغ سنگ با سر گل خوش بود از سنگ جنگ
💡 می توانم آب بردارم ز جوی کهکشان لیک نتوانم زخوان خلق نان برداشتن
💡 آنان که جز به نان نبود زنده جانشان دارند رو به خدمت دونان برای نان
💡 ور که بی نان تو نام نان ببری هیچ از نام نان بری نخوری
💡 ز نان برآمدم اکنون و روی آن دارد که گر نطق بزنم تا به جان بود خطرم
💡 وصف جنان بر صغیر این همه واعظ مخوان روضه رضوان ترا صحبت جانان مرا