نامگذاری

مترادف‌ها

نام‌گذاری

لغت نامه دهخدا

نام گذاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) نام گذاشتن. نام نهادن. تسمیه.
- شب نام گذاری؛ ششمین شب تولد نوزاد را شب نامگذاری نوزاد گویند.
|| ترجمه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نام گذاشتن تسمیه.

جمله سازی با نامگذاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این اعداد به افتخار اریک تمپل بل، ریاضیدان اسکاتلندی نامگذاری شده اند.

💡 فرآیند نامگذاری پروژه‌های بزرگ صنعتی نیازمند دقت بسیار بالایی است تا هویت و هدف اصلی آن فعالیت‌ها به درستی برای همگان مشخص گردد.

💡 شورای شهر در جلسه‌ای طولانی تصمیم گرفت که برای خیابان‌های جدید مرکز شهر، نام‌هایی بر اساس شخصیت‌های بزرگ علمی و فرهنگی انتخاب کند.

💡 نامگذاری ستارگان و پدیده‌های آسمانی توسط سازمان‌های بین‌المللی تحت نظارت دقیق انجام می‌شود تا از هرگونه سردرگمی در میان اخترشناسان جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران