ناعش

مترادف‌ها

بی‌جان، مرده

متضادها

ماهر، با تجربه، خبره

لغت نامه دهخدا

ناعش. [ ع ِ ] ( ع ص ) زندگی بخشنده. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(عِ ) [ ع. ] (اِفا. ) زندگانی بخشنده.

فرهنگ عمید

زندگانی بخشنده.

جمله سازی با ناعش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قره کل منظر مقصد کل مشتری قوه کل ناعش قدره کل منحنی

💡 سید کل مالک مخلص کل هالک هادی کل سالک ناعش کل منثنی

💡 آب وحدت جوشم از سر چشمه اثناعشر گر عصای موسوی بر صخره صما زنم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران