ناطقی

مترادف‌ها

سخن‌گو، گوینده

متضادها

ساکت، خاموش، گنگ

لغت نامه دهخدا

ناطقی. [ طِ ] ( اِخ ) میرزا محمدعلی. از شاعران شیراز است. در نسخه خطی «تذکره شعاعیه » تألیف محمدحسین شعاع شیرازی از او ذکری رفته است. رجوع به فرهنگ سخنوران ص 590 شود.

فرهنگ فارسی

میرزا محمد علی از شاعران شیراز است.

جمله سازی با ناطقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 درّ سخن نه لایق گوش همه کس است چه ناطقی که بیهده گوید چه اخرسی

💡 معنی باء بسمله قرآن ناطقی دست خدا و مظهر لفظ جلاله‌ای

💡 چون صبح در پرستش روی تو صادقیم ذکر تو میکنیم زمانی که ناطقیم

💡 به از تو ناطقی اندر کمین هست در آن کاین لحظه خاموشست منگر

💡 ناطقی یا حرف بیند یا غرض کی شود یک دم محیط دو عرض

💡 در فلسفه قدیم، انسان به عنوان موجودی ناطقی تعریف می‌شود که دارای توانایی تفکر منطقی و استفاده از زبان برای بیان افکار خود است.

💡 بررسی ویژگی‌های موجود ناطقی در موجودات دیگر، یکی از مباحث اصلی در زیست‌شناسی و روان‌شناسی برای درک تفاوت‌های بنیادین میان گونه‌هاست.

💡 توانایی رسیدن به شناخت دقیق از جهان، از ویژگی‌های اصلی هر موجود ناطقی است که از قدرت تحلیل و استدلال بهره می‌برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران