ناشایستگی
مترادفها
بیلیاقتی، بیکفایتی، نااهلی
متضادها
شایستگی، لیاقت، برازندگی
لغت نامه دهخدا
ناشایستگی. [ ی ِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عدم لیاقت. ( ناظم الاطباء ). ناسزاواری.نالایقی. بی لیاقتی. عدم کفایت. لایق نبودن. نااهلی.
فرهنگ فارسی
نالایقی بی لیاقتی.
جمله سازی با ناشایستگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نکرده طعنه ناشایستگی شان که می دانست نادانستگی شان
💡 هر سر بی مغز درخورد کلاه فقر نیست من زناشایستگی با افسر زر ساختم
💡 کفر و ایمان را ز من عارست قدسی، چون کنم گر ز ناشایستگی بر من مرا تاوان کنند
💡 ز ناشایستگی در آستینم می شود پنهان گل خورشید اگر از بهر آن دستار می چینم
💡 اگر سرو سهی باشم، ز ناشایستگی خود را به آن شمشاد قامت، باب همدوشی نمی دانم
💡 ناشایستگی در انجام وظایف شغلی میتواند منجر به جریمههای سنگین یا حتی اخراج از محل کار شود، چرا که مسئولیتپذیری اصل اساسی در هر سازمان است.
💡 مدیر سازمان بر این باور بود که هرگونه ناشایستگی در برخورد با مشتریان، باعث از دست رفتن اعتماد آنها و در نهایت شکست تجاری شرکت خواهد شد.
💡 ریشه بسیاری از مشکلات پیچیده اجتماعی در ناشایستگیهای اخلاقی نهفته است که نیاز به آموزش و پرورش صحیح از دوران کودکی در کل جامعه دارد.