ناسودمند
مترادفها
بیفایده، بیثمر، نامفید
متضادها
سودمند، مفید، کارآمد
لغت نامه دهخدا
ناسودمند. [ م َ ] ( ص مرکب ) بی فایده. بیهوده. بی حاصل. بی سود. بی اثر:
بدان دشت چه گرگ و چه گوسفند
چو باشند بیکار و ناسودمند.فردوسی.که گستهم و بندوی را کرده بند
به زندان کشیدند ناسودمند.فردوسی.که ازبهر من دل نداری نژند
نکوشی به فریاد ناسودمند.نظامی.- سخن ( گفتار ) ناسودمند:
کزو برتن من نیاید گزند
نگردد بگفتار ناسودمند.فردوسی.شنیدم سخن های ناسودمند
دلم نیست ترسان ز بیم گزند.فردوسی.زمانی فرود آی و بگشای بند
چه گوئی سخنهای ناسودمند.فردوسی.کرا در خرد رای باشد بلند
نگوید سخنهای ناسودمند.نظامی. || زیان بخش. موذی. آزاررساننده:
بپرهیز ازآن مرد ناسودمند
که خیزد از او درد و رنج و گزند.فردوسی.وگر زین بپیچی گزند آیدت
همه کار ناسودمند آیدت.فردوسی.که اندر جهان چیست ناسودمند
که آرد بدین پادشاهی گزند.فردوسی. || پرزیان. پرآسیب. خطرناک:
بدو گفت بهرام کاین گوسفند
که آرد بدین جای ناسودمند.فردوسی.نترسد ز کردار چرخ بلند
شود زندگانیش ناسودمند.فردوسی.که آمد ز برگ درخت بلند
خروشی پر از هول و ناسودمند.فردوسی.
فرهنگ عمید
بی فایده، بیهوده.
جمله سازی با ناسودمند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بپرهیز زان مرد ناسودمند که باشدت زو درد و رنج و گزند
💡 زمانی فرودآی و بگشای بند چه گویی سخنهای ناسودمند
💡 که خامش کن این پند ناسودمند به مادر کجا زیبد از زاده پند
💡 بدین دشت چه گرگ و چه گوسفند چو باشد به پیکار و ناسودمند
💡 بگذار این تجارت ناسودمند را جنسی مخر که مایه کنی در سر زبان
💡 شنیدم سخنهای ناسودمند دلی گشته ترسان زبیم گزند
💡 سرمایهگذاری در بازارهای بسیار پرریسک و بیثبات میتواند برای بسیاری از افراد بسیار ناسودمند باشد و منجر به از دست رفتن سرمایه شود.
💡 انجام فعالیتهای بدون برنامهریزی دقیق، در اکثر مواقع نتیجهای ناسودمند به همراه خواهد داشت و باعث هدر رفتن وقت و انرژی شما میشود.
💡 تصمیمگیریهای هیجانی و بدون بررسی واقعیتهای موجود، معمولاً منجر به انتخابهای ناسودمند در زندگی شخصی و حرفهای انسانها در دنیای واقعی میشود.