لغت نامه دهخدا
نامفید. [ م ُ ] ( ص مرکب ) ناسودمند. || بی اثر. بی خاصیت: و به مشاورت و مفاوضت نامفید ایشان در هیچ مهم خوض و شروع نپیوندد. ( سندبادنامه ص 245 ). و قلم بی شمشیر و علم بی عمل نامفید بود. ( سندبادنامه ص 4 ).
نامفید. [ م ُ ] ( ص مرکب ) ناسودمند. || بی اثر. بی خاصیت: و به مشاورت و مفاوضت نامفید ایشان در هیچ مهم خوض و شروع نپیوندد. ( سندبادنامه ص 245 ). و قلم بی شمشیر و علم بی عمل نامفید بود. ( سندبادنامه ص 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عادل و ظالمند و شوم و سعید زشت و زیبا و نامفید و مفید
💡 دیدم غلامکی و یکی ظرف مختصر وانگه چگونه مختصری نامفید بود