کلمهی «نازا» در فارسی به معنای کسی یا چیزی است که بارور یا بارده نباشد. این واژه بیشتر در زمینه انسانی یا حیوانی به کار میرود و اشاره به زن یا حیوانی دارد که قادر به زاد و ولد یا تولید مثل نیست. نازا بودن میتواند به دلایل مختلف جسمی، پزشکی یا طبیعی باشد و معمولاً در متون پزشکی، ادبی و عرفانی به کار رفته است. در ادبیات فارسی، این واژه گاهی با بار معنایی غم و حسرت همراه است، چرا که نازا بودن مانعی برای ادامه نسل یا آرزوی والدین به شمار میرود. در زبان محاوره نیز ممکن است برای توصیف گیاه یا حیوانی که بار نمیدهد، به کار رود. از نظر اجتماعی و فرهنگی، نازا بودن زن یا مرد در جوامع مختلف حساسیتهایی داشته و در برخی متون، به عنوان یک مسئله مهم خانوادگی مطرح شده است. این واژه معمولاً صفت است و میتواند به شکل مفعول یا وصفی در جمله ظاهر شود. هممعنیهای این کلمه عبارتاند از: بیفرزند، بارورنیافته، یا ناتوان از زایش.
نازا
لغت نامه دهخدا
نازا. ( نف مرکب ) ماده هر حیوان که زاینده نباشد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). عقیم. که نزاید. که هیچ نزاید. سترون. قسری. عاقر. ستاغ. نازاینده.
فرهنگ معین
(ص فا. ) سترون، عقیم، مادة هر حیوانی که آبستن نشود.
فرهنگ عمید
زن یا حیوان ماده که آبستن نشود، نازاینده، سترون.
فرهنگ فارسی
زن یاحیوان ماده که آبستن نشود، سترون
( صفت ) ۱ - ماده هر حیوانی و انسانی که بچه نزاید سترون عقیم. ۲ - موجود زنده ای که نتواند تولید مثل نماید عقیم بسته رحم سترون بی نطفه بی زاد و ولد بی بار بی میوه.
فرهنگستان زبان و ادب
[پزشکی] ← سترون 2
ویکی واژه
[nāzā]
سترون، عقیم، مادة هر حیوانی که آبستن نشود.
جمله سازی با نازا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دشمنت همچو شکوفه است که نازاده زمام راست اندام براندازه قدش کفن است