ناخشنودی
مترادفها
نارضایتی، دلخوری
متضادها
خشنودی، رضایت
لغت نامه دهخدا
ناخشنودی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) عدم رضایت. ناپسندی. ( ناظم الاطباء ) ( زوزنی ):
که برگ هر غمی دارم در این راه
ندارم برگ ناخشنودی شاه.نظامی.روزی از ناخشنودی عاملان یا تقصیری و بدخدمتی که صادر شد از اهالی آن خشم گرفت. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 82 ).
فرهنگ فارسی
عدم رضایت.
جمله سازی با ناخشنودی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یا أَیُّهَا النَّبِیُّ ای پیغامبر، اتَّقِ اللَّهَ بر پرهیز باش از ناخشنودی خداوند خویش، وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ و نگر فرمان نبری ناگرویدگان و دو رویان را، إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً (۱) اللَّه دانای است، راست دانش از همیشه
💡 که برگ هر غمی دارم درین راه ندارم برگ ناخشنودی شاه
💡 مدیر شرکت نسبت به کاهش ناگهانی بهرهوری در تیم تولید، ابراز ناخشنودی کرد و خواستار بررسی دقیق دلایل این افت عملکرد شد.
💡 ناخشنودی مشتریان از کیفیت پایین خدمات پس از فروش، باعث شد که شرکت مجبور شود سیستم پشتیبانی خود را به طور کلی بازنگری کند.
💡 او سعی کرد با لحنی آرام، ناخشنودی خود را از رفتار ناعادلانه همکارش بیان کند تا از بروز درگیریهای لفظی بیشتر جلوگیری شود.