نا منظم
مترادفها
نامنظم، بینظم، بیقاعده
متضادها
منظم، مرتب
لغت نامه دهخدا
نامنظم. [ م ُ ن َظْ ظَ ] ( ص مرکب ) بی نظم و ترتیب. پراکنده. پریشان. آشفته. مقابل منظم. رجوع به منظم شود.
فرهنگ عمید
آنچه دارای نظم وترتیب نباشد، بی نظم وترتیب.
فرهنگ فارسی
بی نظم و ترتیب. پراکنده. پریشان
ویکی واژه
disordinato
جمله سازی با نا منظم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درین بوم خراب نا منظم چه میمانی برو در شهر اعظم