فرهنگستان زبان و ادب
{intronic} [زیست شناسی] مربوط به میانه
{intronic} [زیست شناسی] مربوط به میانه
مربوط به میانه.
💡 با سرینهای سپید و گرد چون تل سمن با میانهای نزار و زار چون تار قصب
💡 خویشتن رنجه نماینده که نتواند کشید آن سرین های گران را آن میانهای نزار
💡 در آن بارگه گفت پک پیش شاخ میانهای دندانش از گو فراخ
💡 لاغر کن دلها ز سرینهای گرانسنگ فربه کن غمها ز میانهای نزارند
💡 شرح قماش مصری و جنس سکندری برشامیانهای سکندر نوشته اند