موند
مترادفها
ماند، باقی ماند
فرهنگ معین
(مُ ) [ فر. ] (اِ. ) وضع، حال، موقعیت.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مجموعه افراد یک محوطه: [ رستوارن... موند عالی دارد. ] ۲ - ( ژیگولوها ) محل اجتماع دختران و پسران مورد توجه. توضیح احتراز از استعمال این کلمه بیگانه اولی است.
ویکی واژه
وضع، حال، موقعیت.
جمله سازی با موند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از فیلمهای او میتوان به کاپوت موندی، ریمینی ریمینی - یک سال بعد و ریمینی ریمینی اشاره کرد.
💡 از افراد مشهور این سرزمین میتوان لینوس پاولینگ (شیمیدان معروف)، و ریموند کارور و فیل نایت را نام برد.
💡 والدین وی دونالد پلیسنس و «میریام ریموند» میباشند
💡 دل و جانی غموندور، ملک و مالی حادثاتوندور دیللر خواجه دنیادار دور گور فانی دنیاسی
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به آژ۲آر لا موندیال اشاره کرد.
💡 اون شب که باران شدیدی شروع به باریدن کرد، من در خانه موند و نتوانستم به راحتی از میان خیابانهای پر از گودال و آب به مقصد برسم.
💡 وقتی همه مهمانها از مهمانی رفتند، او هنوز در گوشهای از سالن موند و با آرامش به تماشای منظرهی زیبای غروب خورشید در پشت پنجره مشغول بود.
💡 او تصمیم داشت در شهر زادگاهش موند و تمام عمر خود را صرف کمک به نیازمندان و توسعهی زیرساختهای آموزشی و فرهنگی برای کودکان آن منطقه کند.