کلمه موقت به معنای مؤقت یا چیزی که برای مدت معینی وجود دارد به کار میرود. در زبان فارسی، این واژه برای توصیف مواردی استفاده میشود که برای یک دوره مشخص برقرارند و پس از آن به پایان میرسند. به عبارت دیگر، موقت به معنای عدم دائمی بودن و پایانپذیری با گذشت زمان است. به عنوان مثال، یک ازدواج موقت یا صیغه که برای مدت معینی برقرار میشود و پس از آن به طور خودکار خاتمه مییابد، نمونهای از مفهوم موقت است.
موقتی
لغت نامه دهخدا
موقتی. [ م ُ وَق ْ ق َ ] ( ص نسبی ) منسوب به موقت. آنچه به زمان ناپایدار نسبت دارد: تصمیم موقتی، تأخیرموقتی. چیزی که پایدار نبود و همیشگی نباشد. ( ناظم الاطباء ). آنچه در مدتی محدود و معین به جا ماند. مقابل دایمی. مقابل همیشگی. کلمه «موقت » همین مفهوم رامی رساند و احتیاجی به افزودن «ی » نیست، ولی در تداول موقتی بسیار به کار می رود. عارضی. وقتی. هنگامی.
- ادویه موقتی؛ داروها که تأثیر محدود دارد. که اثر آن محدود به مدتی کم است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه که در مدتی محدود و معین بجا ماند مقابل دایمی همیشگی. توضیح کلمه [ موقت ] همین مفهوم را میرساند و احتیاجی بافزودن [ ی ] نیست ولی در تداول [ موقتی ] بسیار بکار میرود.
ویکی واژه
passeggero
provvisorio
جمله سازی با موقتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از مدت کوتاه و موقتی از ریاست مشترک پیترو متزارما و فرانکو سنسی، فرانکو سنسی تنها مدیر باشگاه شد.
💡 گمان میرود که ریزش سنگ از کوه آناپورنا ۴ باعث بستهشدن رودخانه ستی و ایجاد یک سد موقتی شدهاست.