موشکافی

لغت نامه دهخدا

موشکافی. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و صفت موشکاف. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به موشکاف شود. باریک بینی. ( ناظم الاطباء ). دقت و تیزهوشی در کارها. ( یادداشت مؤلف ).
- موشکافی کردن؛ دقت و هوشیاری بسیار نمودن درکار یا مسأله ای. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(ش ) (حامص. ) دقت بسیار در کار.

فرهنگ عمید

باریک بینی، دقت بسیار در کاری.

فرهنگ فارسی

دقت بسیار باریک بینی.

ویکی واژه

دقت بسیار در کار.

جمله سازی با موشکافی

💡 موشکافی نیست همچون شانه کار دست ما ما به بوی خوش از آن زلف معنبر قانعیم

💡 موشکافی به جهان گرچه بود پیشهٔ ما به میان تو نبرده است ره اندیشهٔ ما

💡 آن سوداش پیش لب خال است یا چیز دگر موشکافی کو که سازد حل این مشکل مرا

💡 پیری آن غواص بحر حکمت و گنج و هنر شمه‌ای از موشکافی‌های پنهان فاش کرد

💡 موشکافی‌ها حواسم را پریشان کرده است از تغافل پرده‌ای بر چشم بینا می‌کشم

💡 داغ دارد شانه را در موشکافی دفتم در به دست آوردن زلف دو تا بی طالعم