موسر

لغت نامه دهخدا

مؤسر. [ م ُ ءَس ْ س ِ ] ( ع ص ) آنکه می بندد و اسیر می کند. || آنکه شکنجه می کند اسیر را. ( ناظم الاطباء ).
موسر. [ س ِ ] ( ع ص ) توانگر و فراخ دست. ج، میاسر، موسرون. ( منتهی الارب، ماده ی س ر ) ( ناظم الاطباء ). توانگر. ( آنندراج ) ( دهار ). فراخ روزی. مقابل معسر. ( یادداشت مؤلف ). موسع. ج، موسرون. ( مهذب الاسماء ). || میانه حال. ( یادداشت مؤلف ). || آن زن که آسان زاید. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ معین

(س ) [ ع. ] (اِفا. ص. ) توانگر، غنی.

فرهنگ عمید

شخص توانگر.

فرهنگ فارسی

شخص توانگر، میاسیر جمع
( اسم صفت ) توانگر غنی.
آنکه می بندد و اسیر می کند.

ویکی واژه

توانگر، غنی.

جمله سازی با موسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این رشته‌ٔ تحصیلی سبب میشود تا ارائه‌ی داده و اطلاعات را به صورتی بهینه‌سازی کند تا بهترین تجربه‌ی کاربری در مواجهه با آنها نیز رقم بخورد. موسری بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه در سال۲۰۰۶ وارد آکادمی هنر سان‌فرانسیسکو شد.

💡 عن عطیة بن بشر المازنی قال اتی عکافة بن وداعة الهلالی رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فقال: یا عکافة أ لک زوجة؟ قال لا یا رسول اللَّه، قال و لا جاریة؟ قال لا؟ قال و انت صحیح موسر؟ قال نعم الحمد اللَّه، قال فانک اذا من اخوان الشیاطین، اما ان تکون من رهبان النصاری و اما ان تکون مؤمنا، فاصنع کما نصنع فان من سنّتنا النکاح.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز