لغت نامه دهخدا
مهملات. [ م ُ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مهملة ( مهمل ). ترهات. بیهودگیها. ( آنندراج ). الفاظ غیر دلالت کننده بر معنی موضوع. ( از تعریفات ). مزخرفات. لاطائلات.
مهملات. [ م ُ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مهملة ( مهمل ). ترهات. بیهودگیها. ( آنندراج ). الفاظ غیر دلالت کننده بر معنی موضوع. ( از تعریفات ). مزخرفات. لاطائلات.
( اسم ) جمع مهمله ( مهمل ) کلامهای بیهوده مزخرفات.
💡 الفاظ را بجای معانی ادا کند صد من دو غاز شد ثمن این مهملات را
💡 جز یاد دوست هر چه بود هست مهملات ای دل بیا و ترک همه مهملات ده
💡 بسنگین تیغ، سوزی مزرع افلاک را خرمن؛ برنگین رمح سازی مهملات خاک را معجم