منگشت
مترادفها
بسته شد، مچاله شد
لغت نامه دهخدا
منگشت. [ م َ گ َ ] ( اِخ ) قلعه ای است در جنوب غربی مال امیر حالیه. رجوع به تاریخ مغول ص 444،445،446 و جغرافی غرب ایران ص 31 و 61 شود.
جمله سازی با منگشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابوالعباس، روستایی در دهستان منگشت بخش مرکزی شهرستان باغملک در استان خوزستان ایران است. این روستا، مرکز دهستان منگشت است.