منسجم

واژه منسجم به معنای هماهنگ، یکپارچه و دارای انسجام است. این کلمه به حالتی اشاره دارد که اجزاء یا عناصر مختلف به طور مؤثر و منظم با یکدیگر ترکیب شده‌اند و یک کل هماهنگ را تشکیل می‌دهند.

در زمینه‌های مختلف، منسجم می‌تواند به معانی متفاوتی اشاره کند. به عنوان مثال، در ادبیات، یک متن منسجم به متنی اطلاق می‌شود که دارای ساختار منطقی و پیوسته است و ایده‌ها به خوبی با یکدیگر مرتبط هستند.

همچنین، در علوم اجتماعی، یک گروه منسجم به گروهی گفته می‌شود که اعضای آن به خوبی با یکدیگر همکاری می‌کنند و اهداف مشترکی دارند. این واژه نشان‌دهنده‌ی قدرت هماهنگی و همکاری در بین اجزاء مختلف است.

مترادف‌ها

یکپارچه، هماهنگ، منظم، پیوسته

متضادها

بی‌نظم، پراکنده، نامنظم، متفرق

لغت نامه دهخدا

منسجم. [ م ُ س َ ج ِ ] ( ع ص ) آب و اشک روان شونده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انسجام شود. || منتظم ( در کلام ). ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آب ریخته شونده ۲ - کم با نظم.

جمله سازی با منسجم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نویسنده در مقاله جدید خود تلاش کرده است تا آرای مختلف را در یک متن منسجم و دارای ساختاری منطقی ارائه دهد.

💡 برای اینکه یک تیم ورزشی بتواند بر رقبای خود غلبه کند، بازیکنان باید بازی‌ای منسجم و هماهنگ را در زمین اجرا نمایند.

💡 ارائه یک گزارش منسجم و مستند، از جمله مهم‌ترین وظایف تحلیلگران برای اثبات فرضیات خود در جلسات علمی و پژوهشی است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران