منسجم
واژه منسجم به معنای هماهنگ، یکپارچه و دارای انسجام است. این کلمه به حالتی اشاره دارد که اجزاء یا عناصر مختلف به طور مؤثر و منظم با یکدیگر ترکیب شدهاند و یک کل هماهنگ را تشکیل میدهند.
در زمینههای مختلف، منسجم میتواند به معانی متفاوتی اشاره کند. به عنوان مثال، در ادبیات، یک متن منسجم به متنی اطلاق میشود که دارای ساختار منطقی و پیوسته است و ایدهها به خوبی با یکدیگر مرتبط هستند.
همچنین، در علوم اجتماعی، یک گروه منسجم به گروهی گفته میشود که اعضای آن به خوبی با یکدیگر همکاری میکنند و اهداف مشترکی دارند. این واژه نشاندهندهی قدرت هماهنگی و همکاری در بین اجزاء مختلف است.
مترادفها
یکپارچه، هماهنگ، منظم، پیوسته
متضادها
بینظم، پراکنده، نامنظم، متفرق
لغت نامه دهخدا
منسجم. [ م ُ س َ ج ِ ] ( ع ص ) آب و اشک روان شونده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انسجام شود. || منتظم ( در کلام ). ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آب ریخته شونده ۲ - کم با نظم.