ملیون

لغت نامه دهخدا

ملیون. [ م ِ ] ( فرانسوی، عدد، ص ) ده لک یا دوکرور و یا هزارهزار. ( ناظم الاطباء ). ج، ملایین. به زبان مردم عامه ملاوین. معادل میلیون. ( دزی ج 2 ص 616 ).
ملیون. [ م ِل ْ لی یو ] ( از ع، اِ ) طرفداران ملت. مقابل کسانی که از دولت، یا دولت غیرمبعوث از ملت حمایت می کردند.
ملیون. [ ] ( اِ ) خربزه گرمک است. ( فهرست مخزن الادویه ) ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به ملونیا شود.

فرهنگ عمید

گروهی که انتساب به ملت داشته باشند، ملی گرایان.

فرهنگ فارسی

گروهی که انتساب به ملت داشته باشند، میلیون: هزارهزار، دو کرور
هزارهزار دوکرور
خربزه گرمک است.

ویکی واژه

milione

جمله سازی با ملیون

💡 که هشتاد ملیون زر نیم روز به سالار شه داد یک موزه دوز

💡 خورده ملیون‌ها، به ما واپس دهد کیسه‌ها را پر کند از سیم و زر

💡 زین سپس بهر نگهداری این هر سه طریق چند ملیون سپهی باید بحری و بری

💡 دکتر تفضلی در تابستان ۱۳۳۹ از سوی حزب ملیون نامزد نمایندگی مجلس شورای ملی شد و نماینده حوزه انتخابیه کاشمر در دوره بیستم شد به دستور محمدرضا پهلوی در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۰ مجلس بیستم را منحل شد و به شغل وکالت دعاوی مشغول شد و از آن پس در هیچ دوره از انتخابات مجلش شرکت نکرد. تفضلی در ۲۵ آذر ۱۳۸۳ درگذشت.